باز انگار که آن گمشده پیدا شده است عازم راه تماشاکده ی ما شده است
باز انگار که خورشید جهان تا شده است صورت یار در آن ماه تماشا شده است
Gharari91
باز انگار که آن گمشده پیدا شده است
عازمِ
راهِ تماشاکده ی ما شده است
باز انگار صدایی زِ درون می شنوم
صوتِ بزمی است که در رویِ تو برپا شده است
مهِ رویِ تو لیلی، به یقین زیبا بود
دلِ مجنون زِ همین است که شیدا شده است
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 29 |
حضور مرا گر فراموش آید چه باک
مثال نقاش سعدی و حافظ نبود نقاشی
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 23 |
بیا ای جان بیا حرفی به من زن بساط خاک بازان من نباشم
-----------------------------------------------------------------
زمام غم به دلها وارهاندم قدح از عشق و مستی پر نمودم
به معشوقم رساندم نامه از دل در آغوشش خودم را گم نمودم
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 31 |
تو شاکی عشقی،من طالب عشق
بگو بگو جانا قدم چگونه بردارم
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 36 |
مرا به طفل درون چنین نوید آید
که کوی عاشقی پرپیچ باد بر من
تو عاشقی ای عشق چه جان فدا باشد
گرت ریاشود در عشق حرام باد برمن
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 35 |
ای گدا دست و پایم را مگیر
*******************************************************
جز تو نیست در این عالم مرا فریاد رسی
ای خدا امشب به فریادم می رسی
****************************************
gharari91
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 24 |
در جام دلم نقش نگین تو جاریست در کنج دلم عکس تکین تو باقیست
گفتم کنم نگاهت شاید دلت بلرزد گفتی دل چو ز سنگ ، می لرزد از نگاهت ؟
ساقی شدی و می را در پیش من نهادی راوی شدم سرودم شعری که می نوشتی
چون عشق بار غم را بر بیشه ای ببستم یادم همیشه با توست من دل بکس نبستم
از یاد دل تو دل من چون برگ پاره پاره ست از درد تو دل من این جامه یگانه ست
در بازی این میکده این دل بمثال چه گناهیست چون سنگ شده یاد بهار تو در کنج دلم
gharari91
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 29 |
| 


