بهتــــــر آن است که این قصــه فراموش کنید
عــــــاشقان را بگـــــــذارید بنالنــــــد همــــه
مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 35 |
آهای دلم گرفته،دلش خبر نداره
این ضجه های شبهام انگار اثر نداره
فکر میکنه شکستم زیر بار غم اون
نمی دونه این خسته فکر سفر نداره
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 40 |
مــثل یک دیوانه حــالــم دیدنست
گریه های بی مثالم دیدنیست
بی حضورت با "توهّم" زندگی...
عشـــق بازی در خــیالم دیدنیست
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 44 |
صداقتت را ميگذارند پاي سادگيت ،
سكوتت را ميگذارند پاي نفهميت،
نگرانيت را ميگذارند پاي تنهاييت،
و وفاداريت را ميگذارند پاي بي كسيت ....
و انقدر تكرار ميكنند كه خودت باورت ميشود
كه تنهايي و بيكس ومحتاج !
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 23 |
مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت گر مقصود دلم جور و جفا بود چی می شد
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 21 |
یارم تویی به عالم یار دگر ندارمتا در تنم بود جان دل از تو برندارم
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 39 |

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند
گذرگهی است پر ستم که اندرو به غیر غم
یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
چه چشم پاسخ است ازین دریچه های بسته ات
برو که هیچکس ندا به گوش کر نمی زند
نه سایه دارم و نه بر بیفکنندم و سزاست
** جا دارد تشکر کنم ازدوست عزیزم « آ.م.س » بابت ارسالی های برگزیده شده
از سوی ایشون که واقعا اکثر اوقات با معرفی اشعار برگزیده ایشان به این وبگاه
حضور شاعران بلند آوازه را کنار خود احساس می کنم **
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 32 |
یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی بابی انت و امّی
گوییا هیچ نه همّی به دلم بوده، نه غمّی بابی انت و امّی
تو که از مرگ و حیات، این همه فخری و مباهات علی ای قبله حاجات
گویی آن دزد شقی تیغ نیالوده به سمّی بابی انت و امّی
گویی آن فاجعه ی دشت بلا هیچ نبوده است درِ این غم نگشوده است
سینه ی هیچ شهیدی نخراشیده به سمّی بابی انت و امّی
حق اگر جلوه ی با وجه أتَمّ کرده در انسان کان نه سهل است و نه آسان
به خود حق که تو آن جلوه ی با وجه أتَمّی بابی انت و امّی
منکِر عید غدیر خم و آن خطبه و تنزیل کر و کور است و عزازیل
با کر و کور چه عیدی و چه غدیریّ و چه خُمّی بابی انت و امّی
در تولا هم اگر سهو ولایت!چه سفاهت اُف بر این شَمّ فقاهت
بی ولای علی و آل، چه فقهی و چه شمّی! بابی انت و امّی
تو کم و کیف جهانیّ و به کمبود تو دنیا از ثَری تا به ثریّا
شَر و شور است و دگر هیچ نه کیفیّ و نه کمّی بابی انت و امّی
آدمی جامع جمعیت و موجود أتَمّ است گر به معنای أعَمّ است
تو بِهین مظهر انسان و به معنای أعمّی بابی انت و امّی
چون بود آدم کامل غرض از خلقت آدم پس به ذریه عالم
جز شما مهدِ نبوت نبُوَد چیز مهمی بابی انت و امّی
عاشق توست که مستوجب مدح است و معظّم منکرت مستحق ذَم
وز تو بیگانه نیرزد نه به مدحی و نه ذمّی بابی انت و امّی
بی تو ای شیر خدا سبحه و دستار مسلمان شده بازیچه ی شیطان
این چه بوزینه که سرها همه را بسته به ذمّی بابی انت و امّی
لشکر کفر اگر موج زند در همه دنیا همه طوفان همه دریا
چه کند با تو که چون صخره ی صمّا و بابی انت و امّی
یا علی خواهمت آن شعشعه ی تیغ زرافشان هم بدو کفر سرافشان
بایدم این لَمَعان دیده، ندانم به چه لِمّی بابی انت و امّی
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 22 |
هردلی که دچار لیلا بود خوشی روزگار لیلا بود
از کرامات عاشقی است اگر نام مجنون کنار لیلا بود
میل صحرا نشینی مجنون بیشتر اعتبار لیلا بود
آنچه دلهای بی شمار ی داشت محمل در غبار لیلا بود
بی نیاز است از عبادت ما کعبه ای در حصار لیلا بود
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 28 |
| 
