لاله قراری
پنجشنبه 12 مرداد 1391

درد و دل یه خسته
دیدی من غریب ترین غــریـبـم
...
چند روزه کسی صدامم نزده،
با کسی حرفم نزدم،
دیدی من غریب ترین غــریـبـم
...
چند روزه کسی صدامم نزده،
با کسی حرفم نزدم،
نه پیامی ،نه کلامی
تا خودم یادشون نکنم
یادم نمی کنن
بازم دفترم ، تنها همدم روزهای خستگیمه
کاش دوباره آتیش نگیره ...
اره دیگه اینه رسم روزگار !!!!!!!!
خیلی دلگیرم از همه آدما ، حیونا ،گلها و...بهترین دوست برام رایانه ام شده ، صفحات وبگاههام تو نت شده ،تنها فعالیتمم ، شب و روز و نیمه شب خوندن شعرای شاعرا شده ،
نوشتن چند تا بیتِ شعر بی معنی شده ،
کم کم دارم به فروغ نزدیک می شم .؛
بیزارم از یک نواختی ،بی تحرکی
شعر هایم هم مخاطب هایش را از دست داده ... یکنواخت و بی معنی !!
دیگه خسته شدم ازاین روزای بی اثر کاش زودتر تموم شه
آروم و بی صدا می گم مهدی (عج) بیا که دلم برایت تنگ شده
بیا تا تنهایی های منم تموم شه
********************************************************************************
دیدی خدا من غریب ترین غریبم
من می گم غریبم ، تو میگی از حسین (ع)غریب تر
من می گم غریبم ، تو میگی از رضا (ع) غریب تر
من می گم غریبم ، تو میگی از مهدی (عج) غریب تر
...
آره اینا همش درسته
همه اینام غریبن اما هستن توی دلها
نباشن هیچ وقت تنها
عاشقاشون فراونه سینه زنا ، زائرا ، منتظرا
عاشقاشون زیاد شده
ذکر حسین (ع) حسین ، رضا (ع)رضا زیاد شده
مهدی (عج)بیا ، مهدی (عج)بیا زیاد شده
کی میگه مهدی غریبه
مهدی عاشقاش دیگه زیاد شده
شب و روز تو سجده ها ذکر اول مهدی بیا بیا شده
حالا کی میگه مهدی غریبه
مهدی تنهاست می دونم ، اما می گم که عاشقاش زیاد شده
جوونا تو هیاتها ، تو کوچه ها ، خیابونا ، تو مجلسا ذکرشون مهدی بیا بیا شده
اما کو کسی که روزی یا که شاید هفته روزی ، ماهی روزی ،سالی روزی
یادی زمن خسته دل کنه ، اسممو تو لباش جاری کنه
یا ازم کاری بخواد یا من و تو کارام یاری کنه
خدا جون ازت می خوام منو ببخشی ، این جسارتهای بی جامو ببخشی ...
میدونی که امشب شب جمعست و من غصه دار تر و تنها تر از همیشم
میدونی که جمعه شبها همیشه این حالت میده ، بدستم
درک تنهایی و بی کسی تو قلب من قراونه
دردا و غصه ها تو چشام مثل بارونه
وقتی آروم به یه دوست ، یه عشق فکر می کنم
میبینم پیدا نمیشه ...
هممون یه عشق داریم ، اون عشقمون مهدی (عج) جونه
شرم دارم وقتی بیاد من رو سیاه باشم پیشش
نتونم از خجالت سر بزارم رو گل گونای پیرهنش
من میترسم ردم بکنه ، نگاه به قبلمم بکنه
خیلی سعی کردم که من عوض بشم
اونی که مهدی (عج) می خواد همون بشم
اما فکر می کنم نشد بشم ، کمکم کن که دیگه نا امید نشم ...
خدا جون مهدی (عج) میاد ، منو قربونی اون قدمش کن ، بدن خمیده تا کمرش کن
من رو سیاه شرمنده نکن ،
خواهشن یه آرزو دارم اونو هم براورده بکن ...
آقا وقتی که میاد منو هم زنده بکن
راهی دیار ارزنده بکن ...
با آرزوی ظهور بهترین عشق و بهترین و وفادار ترین دوست
تا خودم یادشون نکنم
یادم نمی کنن
بازم دفترم ، تنها همدم روزهای خستگیمه
کاش دوباره آتیش نگیره ...
اره دیگه اینه رسم روزگار !!!!!!!!
خیلی دلگیرم از همه آدما ، حیونا ،گلها و...بهترین دوست برام رایانه ام شده ، صفحات وبگاههام تو نت شده ،تنها فعالیتمم ، شب و روز و نیمه شب خوندن شعرای شاعرا شده ،
نوشتن چند تا بیتِ شعر بی معنی شده ،
کم کم دارم به فروغ نزدیک می شم .؛
بیزارم از یک نواختی ،بی تحرکی
شعر هایم هم مخاطب هایش را از دست داده ... یکنواخت و بی معنی !!
دیگه خسته شدم ازاین روزای بی اثر کاش زودتر تموم شه
آروم و بی صدا می گم مهدی (عج) بیا که دلم برایت تنگ شده
بیا تا تنهایی های منم تموم شه
********************************************************************************
دیدی خدا من غریب ترین غریبم
من می گم غریبم ، تو میگی از حسین (ع)غریب تر
من می گم غریبم ، تو میگی از رضا (ع) غریب تر
من می گم غریبم ، تو میگی از مهدی (عج) غریب تر
...
آره اینا همش درسته
همه اینام غریبن اما هستن توی دلها
نباشن هیچ وقت تنها
عاشقاشون فراونه سینه زنا ، زائرا ، منتظرا
عاشقاشون زیاد شده
ذکر حسین (ع) حسین ، رضا (ع)رضا زیاد شده
مهدی (عج)بیا ، مهدی (عج)بیا زیاد شده
کی میگه مهدی غریبه
مهدی عاشقاش دیگه زیاد شده
شب و روز تو سجده ها ذکر اول مهدی بیا بیا شده
حالا کی میگه مهدی غریبه
مهدی تنهاست می دونم ، اما می گم که عاشقاش زیاد شده
جوونا تو هیاتها ، تو کوچه ها ، خیابونا ، تو مجلسا ذکرشون مهدی بیا بیا شده
اما کو کسی که روزی یا که شاید هفته روزی ، ماهی روزی ،سالی روزی
یادی زمن خسته دل کنه ، اسممو تو لباش جاری کنه
یا ازم کاری بخواد یا من و تو کارام یاری کنه
خدا جون ازت می خوام منو ببخشی ، این جسارتهای بی جامو ببخشی ...
میدونی که امشب شب جمعست و من غصه دار تر و تنها تر از همیشم
میدونی که جمعه شبها همیشه این حالت میده ، بدستم
درک تنهایی و بی کسی تو قلب من قراونه
دردا و غصه ها تو چشام مثل بارونه
وقتی آروم به یه دوست ، یه عشق فکر می کنم
میبینم پیدا نمیشه ...
هممون یه عشق داریم ، اون عشقمون مهدی (عج) جونه
شرم دارم وقتی بیاد من رو سیاه باشم پیشش
نتونم از خجالت سر بزارم رو گل گونای پیرهنش
من میترسم ردم بکنه ، نگاه به قبلمم بکنه
خیلی سعی کردم که من عوض بشم
اونی که مهدی (عج) می خواد همون بشم
اما فکر می کنم نشد بشم ، کمکم کن که دیگه نا امید نشم ...
خدا جون مهدی (عج) میاد ، منو قربونی اون قدمش کن ، بدن خمیده تا کمرش کن
من رو سیاه شرمنده نکن ،
خواهشن یه آرزو دارم اونو هم براورده بکن ...
آقا وقتی که میاد منو هم زنده بکن
راهی دیار ارزنده بکن ...
با آرزوی ظهور بهترین عشق و بهترین و وفادار ترین دوست
gharari91
برچسب ها: درد و دل
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 28 |
|