لاله قراری
سه شنبه 17 مرداد 1391
ای وای برمن خدایم هم گریان هست
ظهرهای سوزان تابستان
آسمان می بارد!!!
gharari91
خدایا تو هم گریه می کنی ؛
پس حالیا می دانی غم دوری چیست ؛
پیشش باشی و گریان باشی ...
حال می دانم که تو می دانی من چه حسی دارم !!
آخر توام ز احوال زمینیان با خبر شدی ...!؟
اما گریه ات با گریه های من فرق دارد!!!
این بار شکل دیگریست
ریز اما سنگین ...
گریه ات وزن دارد
صدای هق هقت را می شنوم ...
خودت وعده داده ای که می آید یوسف فاطمه ات را می گویم ؛
می دانم که چه سخت است
هر بار که با اشکهایت خیابانهای شهر
را تمیز می کنی
که بیاید
اما
با بی رغبتی و سیاهی قلب ،بندگانت مواجه می شوی
معلوم است که توام خسته شده ای
غصه نخور ،آرام باش
که این نیز میگذرد ...
gharari91
برچسب ها: خدایم گریان است
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 27 |
|