
چرا پروانه را از شاخه چیدند ؟
چرا پـروازها را سر شکستند ؟
چرا آوازهـــــا را سر بریدند ؟
پس از کشف قفس ، پرواز پژمرد
سرودن بر لـب بلبل گـــــره خورد
کلاف لالـــه سردرگم فرو مـــاند
شکفتن در گلوی گل گره خـــورد
چرا نیلوفـــــــــــر آواز بــلبـل
به پای میله های سرد پیچیــد ؟
چرا آواز غمگیــــــــــن قنـاری
درون سینه اش از درد پیچیـــد ؟
چرا لبخند گل پرپر شد و ریخت ؟
چه شد آن آرزو هــــای بهاری ؟
چرا در پشت میله خط خطی شـد
صـــــدای صـــاف آواز قناری ؟
چرا لای کتابـــــی خشک کردند
برای یادگــــــــاری پیچکی را ؟
به دفتر های خود سنجاق کردند
پر پروانه و سنجاقکــــــی را ؟
خدا پر داد تا پرواز باشــــــــــد
گلویــی داد تا آواز باشـــــــــد
خدا می خواست باغ آسمـان ها
به روی ما همیشه باز باشــــــد
خدا بال و پر و پروازشـــــان داد
ولی مردم درون خود خزیدنـــــد
خدا هفت آسمان باز را ساخت
ولی مردم قفـــــس را آفریدند
( قیصر امین پور )
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 40 |
|