شــک نکــــن ...!
" آینــــده ای " خواهـــم ساخت که
,
" گذشتــــه ام " جلویــــش زانــو بزنــــد
...!
قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را
بســــوزانم ...!
برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود
,
آنـــقـــدر خوشبخت می کنــــم کـــــه
,
به هـــر روزی که جــای " او " نیـستـی به
خودت "لعنـــت " بفـــرستـی
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 168 |
دارم از تو حرف میزنم . . . اما روحت هم از نوشته هایم خبر ندارد . . .
ایرادی ندارد . . . یاد تو به نوشته هایم رنگ میدهد . . .
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 161 |

در بيابان سايه ديوار نيست
آدمی با عقل و دانش آدم است
شش جهت پر باشد از صنع خدا
بازوی حيدر بيايد در مصاف
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 40 |
همه آدمها يك صندوقچه توي ذهنشون و قلبشون دارند پر از خاطرات،
عروسكها، اسباببازيها و ... كه از دوران كودكيشان به جا مانده.
يه سر به دوران بچگي زدن و يادآوري خاطرات و بازيهاي كودكانه
ميتونه روحيه آدم رو عوض كنه.
همه ما يك كودك در وجودمان داريم و
بعضي وقتها بايد بهش توجه كنيم ....
سلام خوشگلم امروز حالت چطوره ؟!!
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 41 |
مـــن می نویسم
وتـــــــو نـــمی خوانی !
امـــــــــــا
مخــاطب که تـــو باشــی…مدیــــــونم اگر ننـــــــویسم تنها ملکه ذهن من ...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 39 |
وقتـــی بغــــض میکـــُنی
وقتـــی دآغونــــی
وقــــتی دلــِت شکــــستـ ه
دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ
انقــــدر حـ ـرف دآری کـــ ه فقــط میتونــی بگـی :
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 37 |
ﺩﻟﺨﻮﺷﻲ ﻫﺎ ﮐﻢ ﻧﻴﺴﺖ !
ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺩﻭﺭُ ﺑﺮﻡ ﻫﻢ ﮐﻢ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ !
ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪﻱ ﺭﻭﻱ ﻟﺒﻢ ﻣﻴﻨﺸﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﻴﺮﻭﻧﺪ !
ﻭﻟﻲ ﺩﻟﺘﻨﮕﻲ ﻋﺠﻴﺒﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ... !
ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﺖ ﭼﻄﻮﺭ ﻣﻴﮕﺬﺭﺩ ... ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﻲ ﻳﺎ ﻧﻪ؟ !
ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﻲ !
ﻭ ﻣﻴﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻲ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻟﺘﻨﮕﻲ ﺑﺮﺍﻳﻢ ﺯﺟﺰﺁﻭﺭ ﺍﺳﺖ !
ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﺮﺍ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﺧﻮﺵ ﺑﺤﺎﻟﺖ ...
ﭼﻪ ﺭﻭﺣﻴﻪ ﺍﻱ ﺩﺍﺭﻱ !
ﮐﺎﺵ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ﻭ ﺑﺨﻨﺪﻳﻢ...
ﺍﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻴﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ، ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﻧﻔﺴﻬﺎﻳﺖ ﻏﺒﺎﺭ ﺩﺍﺭﺩ !!!
ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺗﺎﺭ ﺍﺳﺖ !!!
ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺑﮕﻮﻳﻢ ؟ !
ﺍﺯ ﺁﻏﻮﺷﻬﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﻡ ﻧﻤﻴﺸﻮﻧﺪ ؟ !
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻫﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﺷﺎﺩﻡ ﻧﻤﻴﮑﻨﻨﺪ ؟ !
ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﺸﺘﺮ ﺑﺸﻨﺎﺳﻤﺸﺎﻥ ؟ !
از ادمهایی که نزدیک میشوند و پس میزنم ؟!
ﺧﻼﺻﻪ ﺩﺭﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﻫﺎ ....
ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﺑﺮﺗﻦ ﻧﺎﺭﺱ ﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺻﺎﺩﺭ ﺷﺪ ... !
ﮐﺴﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻀﺤﮏ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﻤﮑﻦ ....
ﻓﻘﻂ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺟﻨﯿﻦ ﻫﺎﯼ ﻋﻘﯿﻢ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﻗﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ

| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 40 |
یک روز روی این همه بغض بی دلیل پارچه ای به رنگ سکوت
میکشم و در حوالی یک سال پر باران برای همیشه فراموش
میشوم ... بگذار بعضی ها خیال کنند من مرده ام.... چه مهم!!!
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 38 |

من مي نويسم اما تو نه مي خواني نه مي فهمي 
ثانيه هاي من بدون تو با نگاههاي سردت به شلاق درد عادت كرده است
كاش غرورت كمي زلال تر بود
كاش مي فهميدي دريا از وحدت قطره ها دريا مي شود
اما افسوس كه نه مي فهمي نه تلاش مي كني
و ثانيه ها همچنان در گذرند
کاش مرا می فهمیدی ...
بجای سکوتت
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 30 |
هرگز تمامت را برای کسی رو نکن
بگذار کمی دست نیافتنی باشی
آدمها تمامت که کنند، "رهـــــایت" می کنند . . .
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 31 |
راهیست راه عشـــق کـــه هیچش کـــــناره نیست
آن جـــا جــز آن کـــه جـان بسپارند چـاره نیست
هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 34 |

السلام علیک یا امام الرئوف!
شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا
در صف محشر خدا مشتری اشک اوست
هر که در اینجا کند گریه برای رضا
از در باب الجواد می شنوم دم به دم
یا ابتای پسر وا ولدای رضا
التماس دعا
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 30 |
قرآن! من شرمندهی توام اگر از تو آواز مرگی ساختهام که هر وقت در کوچهمان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند ” چه کس مرده است؟...
قرآن! من شرمندهی توام اگر از تو آواز مرگی ساختهام که هر وقت در کوچهمان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند ” چه کس مرده است؟
” چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است.
قرآن! من شرمندهی توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کردهام.
یکی ذوق میکند که تو را بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده، یکی ذوق میکند که تو را با طلا نوشته، یکی به خود میبالد که تو را در کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم؟
...ادامه مطلب را بخوانید
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 27 |
آخرین برگ سفرنامه ی باران این است
که زمین چرکین است
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 25 |
چه انتظار عجیبی!
تو بین منتظران هم، عزیز من، چه غریبی!
عجیب تر که چه آسان، نبودنت شده عادت، چه بی خیال نشستیم
نه کوششی نه وفایی
فقط نشسته و گفتیم: خدا کند که بیایی ...!
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 33 |
با من هزارگونه سخن دارد
با صد زبان به گوش دلم گوید
رنجی که خاطر تو ز من دارد
دردا که از غبار کدورت ها
...
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 33 |
همانطور که می دانیم دلیل بسیاری از رفتارهای ناپسند ، فرآیند های خود تبرئه ساز هستند. درحالیکه بسیاری از افراد ریشه ی این رفتارهای ناپسند را نقصان های شخصیتی می دانند.از آنجاییکه سرپیچی از اصول اخلاقی موجب به وجود آمدن احساس حقارت می شود، این مکانیزم ها به صورت ناخودآگاه جهت حفظ عزت نفس انسان توسط ضمیر ناخودآگاه به کار گرفته می شوند. هشت نمونه از رایجترین توجیهات اخلاقی که انسانها در زندگی روزمره یشان بکار می برند را مشخص کرد :
1. توجیه اخلاقی : توجیه کردن یک رفتار قابل سرزنش به صورت وسیله ای برای رسیدن به یک هدف بالاتر (من غیبت می کنم چون اگه غیبت نکنم، مجبور می شم خشمم رو رو در رو ابراز کنم)2. برچسب زدن مدبرانه : گذاشتن عناوین پسندیده برای رفتار ناشایست و جلوه دادن رفتار به شکل دیگر (این حرفایی که من می زنم غیبت نیست، حقیقته)
3. مقایسه ی سودمند : مقایسه ی اعمال زشت با اعمال برتر (این کار من که خوبه . بعضیا رو ندیدی چیکار می کنن؟)
4. جا به جایی مسئولیت : فرار کردن از زیر بار مسئولیت (اونا من رو مجبور به انجام این کار کردن)
5. تقسیم مسئولیت : انجام یک عمل زشت به طور گروهی (اگه همه فلان کارو بکن منم هستم)
6. بی اعتنایی به پیامدها : نتایج اعمالشان را نادیده می گیرند (کو تا بعدا، الان رو بچسب)
7. غیر انسانی کردن : محاسبه ی دیگران به شکل موجودات پست (اینا یه مشت گوسفندن)
8. نسبت دادن سرزنش : مقصر دانستن دیگران (اگه کله گنده ها دزدی نکنن، مردم دزدی نمی کنن)
به یاد داشته باشید که اینگونه مکانیزمها به طور ناخودآگاه بکار گرفته می شود و کنترل آنها نیازمند توجه می باشد.
کردارتان نیک و اخلاقتان استوار
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 37 |
یادته همه عزیزانم و خوردی
و از پیشم بردیشون و من تنها ، تنهای تنها شدم !!!
خدایا منو نخور اینا خاطرات ماندگار ابدیم هستند ،
که در تنهایی هایم دست نوازش می کشد هر شب بر این صورت زمستانی ام
ای بهانه همیشگی
و ای تصلی بخش دل پر آشوبم
یادش بخیر
حالا اینبار از ته دل فریاد می زنم
خدایا منو بخور ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 259 |
| 

