صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
حسرت
حسرت
لاله قراری چهارشنبه 28 تیر 1391
دو سال پیش چه حسی داشتم ؟!

شاد بودم ،

 جوان بودم ،

 پر از شور و در جستجو در تلاش بهتر شدن

بدون طمع و حرص پول ، با لذت تمام شادی !

پذیرای زندگی بودم ،شجاع و مومن و پر از زیبایی

چقدر زیبا ! چقدر بی چشم داشت

بیست دقیقه ای می شود که بیدارم

و از تمام وجودم حسرت می بارد

و چشمانم پر از آه

شاد نیستم ، مثل همیشه تنها

و در تنم گسترش دامنه ی درد را احساس می کنم

زندگی دلگیر شده و کاری از من بر نمی آید

و شاید خیلی زود لوح سفیدم 

مملو از سیاهی کردم
gharari91

برچسب ها:

| نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 25