صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
فروغ
فروغ، در آبهای سبز تابستان، نمی دانم چه می خواهم
لاله قراری پنجشنبه 12 مرداد 1391

تنهاتر از يک برگ

با بار شاديهاي مهجورم

در آبهاي سبز تابستان

آرام مي رانم

تا سرزمين مرگ

تا ساحل غمهاي پائيزي

در سايه اي خود را رها کردم

در سايهء بي اعتبار عشق

در سايهء فرّار خوشبختي

در سايهء نا پايداريها

 

شبها که مي چرخد نسيمي گيج

در آسمان کوته دلتنگ

شبها که مي پيچد مهي خونين

در کوچه هاي آبي رگها

شبها که تنهائيم

با رعشه هاي روحمان، تنها-

در ضربه هاي نبض مي جوشد

احساس هستي، هستي بيمار

...



ادامه مطلب...

| نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 24
لاله قراری یکشنبه 8 مرداد 1391
خـــــــــــدایـــــــــا نیــــــمـــه شــــــــب است


و پریـشـــــــــــان تر از همیشه چشم به آسمان بی ســـتاره دوختـــه ام


گـــــــونـه هایم داغ می شوند و گــــــــریه نمی گذارد حرفهایــم را بگویم


ولی تـــــــــــــو خود میــــدانی حتی اگر به زبـــان نیـــــــــاورم.
gharari91


ادامه مطلب...

| نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 23