صفحه اول تماس با ما RSS قالب وبلاگ
ساده بودیم
ساده بودیم، لاله قراری، کلک جوان
لاله قراری سه شنبه 8 بهمن 1392
ساده بودیم.

به سادگی رویاهای کودکانه و حرفهای خودمانی.

به عادت دلهای بی ادعا احساس را می فهمیدیم

و به لطافت اشکهای پنجره دلتنگِ هم می شدیم.



پشتِ خنده هایمان حساب و کتاب نبود!  و هیچ تمساحی در خیابانهای شهرِمان 

اشک نمی ریخت! کوچه ها پُر بود از بویِ زندگی،باغچه بود،حوضِ نقاشی بود،

کرسیِ مادر بزرگ خلوتِ استکانهای چای بود. یک دلِ سیر محبت بود و درختها

فرصتِ تماشای عاشقانه های ما را داشتند. هنوز مشکی رنگِ عشق نبود

سفید بود و سفید و زندگی به تمامِ سختیهایش می ارزید.روزها به هزار 

افسوس شب می شد و شبها رنگِ گریه نداشت.به هر کسی رسیدم سراغ 

مردمِ شهرم را گرفتم هنوز پیدایشان نکردم ،اگر نشانی از مردمانِ پاکم داری به 

آدرسِ تنهایی ام بفرست.



| نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 28